ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
35
لمعات الهيه (فارسى)
اعتراض اين است : اختيار مىكنم كه در ازاء هرجزئى از سلسله اولى ، جزئى از سلسله ثانيه واقع نيست ، قول شما كه بايد تفاوت در جنبهء لا تناهى ثابت باشد مسلم نيست ، بلكه تفاوت هميشه در جنبهء تناهى محقق مىباشد ، زيرا كه ممكن نيست كه غير متناهى از درجه و مكان خود كنده شود ، پس هرگاه تطبيق شود در ميانه دو سلسله مفروضه ، زياده منتقل مىشود از طرف بوسط ، و هميشه آن زياده و تفاوت در ميانه اوساط متردد مىباشد ، زيرا كه اين تطبيق ، باعتبار عمل وهم است ، و منتهى نمىشود هرگز به حد معينى ، و نمىرسد منتهاى حدود و آخر مراتب را ، زيرا كه استحضار امور غير متناهيه از براى وهم ، محال است . پس در هروقتى كه عمل وهم منقطع مىگردد ، تفاوت و زياده و نقصان در آن مرتبه قرار مىگيرد . تمام شد ملخص و محصل كلمات شريفه آن بزرگوار . تحقيق ، در جواب اين اعتراض ، آنست كه هرگاه غير متناهى موجود نباشد ، و يا موجود باشد ، مترتب نباشد ، و يا مترتب باشد ، مجتمع نباشد ، در هرمرتبه از مراتب و در هردرجه از درجات ، تطبيق محتاج است به عمل وهم ، و استحضار آن مراتب و درجات زيرا كه در صورت اول ، وجود و تميز در خارج متحقق نيست ، پس تطبيق موقوف باستحضار و عمل وهم است ، و در صورت دوم ، ترتب ثابت نيست ، پس محتاج است باستحضار و عمل وهم ، تا ترتب حاصل آيد . و در صورت سوم اگرچه ترتب متحقق است و ليكن چون اجتماع در وجود متحقق نيست بلكه هريك در مرتبه خود موجود شدهاند و معدوم گرديدهاند ، لا محالة محتاج است تطبيق باستحضار وهم ، و چون استحضار امور غير متناهيه از براى وهم ممكن نيست بالضرورة ، عمل وهم تمام و تطبيق منقطع مىگردد ، و تفاوت و زياده و نقصان هميشه در ميانه اوساط متحقق مىشود و به آخر درجات نمىرسد ، از اين جهت است كه برهان تطبيق در غير مترتب مجتمع جارى نمىشود . اما هرگاه غير متناهى ، موجود ، و مترتب و مجتمع باشد ، پس تطبيق محتاج نيست باستحضار وهم مر امور غير متناهيه را ، بلكه مجرد حكم عقل بانطباق در ميانه سلسلتين كافيست . توضيحش آنست كه آحاد آن دو سلسله در خارج متميز و مترتب و مجتمعند ، به اين معنى كه هريك بنفس خود در مرتبهاى از مراتب واقع است بنهجيكه در مرتبه سابقه واقع نمىتواند شد ، و با اين حال مجتمعند در وجود و متميزند در خارج